یکشنبه، ۱۹ فروردین ۱۴۰۳
هنردرمانگران اغلب بر این باورند که استفاده از سفال در جلسات هنردرمانی بر ویژگیهای منحصر بفرد این وسیله کاملاً حسی و به شدت مرتبط با حس لامسه ما متمرکز میشود. نخست آنکه سفال دارای ویژگیهای سوماتوسنسوری گوناگون است که از بین آنها میتوان تجربههای لمسی و فیزیکی شگفتانگیز حاصل از سفالگری را نام برد (البرچت، ۲۰۱۲؛ ۲۰۱۵). ثانیاً، سفال یک ماده سه بعدی است و به همین دلیل سفالگری موجب رسیدن به پاسخهای بینظیری در درک و حل مساله میشود و این مربوط به همان چیزی است که نان و هو از آن به عنوان «هماهنگی پیچیده و ترکیبی بخشهای مختلف کورتکس مغز» نام میبرند. و در نهایت، ویژگیهای خودآرامبخشی سفالگری میتواند در نتیجهی تعامل با این ماده تنظیم عواطف و احساسات را در فرد تقویت کند. نرم کردن سفال، ورز دادن، ساختن و شکل دادن سفال است که میتواند تجربهای بینظیر را برای فرد به همراه داشته باشد.در تحقیق حاضر، گروهی که تحت هنردرمانی با استفاده از سفال قرار گرفته بودند با گروه کنترل که به یک هنر بصری معمولی پرداخته بودند مورد مقایسه قرار گرفتند.
تمامی شرکتکنندگان در این تحقیق بیماران سرپایی بودند که برای کنترل افسردگی خود تحت درمان و مصرف دارو قرار داشتند و توسط مددکاران اجتماعی نیز رصد و پیگیری میشدند. گروههای ۶ تا ۸ نفری در جلسات هفتگی ۲٫۵ ساعته شرکت میکردند. یک هنردرمانگر متخصص و حرفهای در طی جلسات هنردرمانی با سفال مراحل سفالگری را برای شرکتکنندگان تسهیل میکرد. این جلسات دربردارنده سفالگری واقعی، بررسی فرایند درمان و اشتراکگذاری تجربههای افراد در سفالگری بود.گروههای هنرهای بصری نیز در ۶ جلسه ۲٫۵ ساعته هفتگی شرکت کردند. این گروهها نیز تحت حمایت مددکاران اجتماعی قرار داشتند و به فعالیتهای تفریحی مثل هنرهای دستی، رنگآمیزی تصاویر ماندالا، گوش دادن به موزیکهای آرامشبخش و گفتگو با یکدیگر میپرداختند. نزدیک به ۱۰۰ نفر در این آزمایش و در یکی از دو گروه سفالگری یا هنرهای بصری شرکت کردند و برای سنجش نتایج تحقیق از مقیاسهای سنجش استاندارد متعددی در طول تحقیق استفاده شد: آزمون افسردگی بک، پرسشنامه سلامت عمومی، پرسشنامه سلامت جسم- ذهن- روح و مقیاس الکسیتیمیا یا مقیاس نارساییهای هیجانی تورنتو (این مقیاس به اندازهگیری میزان ناتوانی فرد در درک، پردازش یا توصیف عواطف میپردازد).بهطور خلاصه، نتایج این تحقیق نشان میدهد که جلسات هنردرمانی با استفاده از سفال در کاهش افسردگی و بهبود عملکرد روزانه، سلامت روان عمومی و احساس تندرستی و خوشحالی، مؤثرتر از جلسات هنرهای بصری بوده است. محققان خاطرنشان میکنند که یافتههای آنها با نتایج بدست آمده از دیگر تحقیقات گذشته مطابق است. براساس نتایج تحقیقات پیشین، تقویت مهارتهای تنظیم هیجانها و عواطف نتیجه مثبتی را در درمان افسردگی و بهویژه در بخش عملکرد شناختی و کاهش علائم افسردگی به همراه خواهد داشت. اطلاعات بهدست آمده از مقیاس الکسیتیمیا نتیجه جالب توجهی را بههمراه داشت. اگرچه نارسایی هیجانی بلافاصله پس از شرکت در جلسات سفالدرمانی کاهش قابل توجهی نداشت، اما سه هفته پس از پایان جلسات، بهبود قابل توجهی در وضعیت شرکتکنندگان مشاهده شد. این در حالی بود که گروه شرکتکننده در جلسات هنرهای تصویری هیچ تغییری را مشاهده نکرد.این تحقیق بر اهمیت نقش سفال نه تنها در هنردرمانی بلکه در تنظیم هیجانها و عواطف بهعنوان زیربنایی برای سایر فرایندهای ترمیمی مثل همسویی، علاقه و ابراز خود تاکید میکند. اگرچه این مطلب در این پژوهش مورد بحث و بررسی قرار نگرفت اما حضور یک هنردرمانگر ماهر و حرفهای بهعنوان یک فرد حمایتکننده در گروههای هنردرمانی با سفال نقش قابلتوجهی در نتایج پایانی داشت. پیشبینی میشود که این دو پژوهشگر در مطالعات آتی خود تاثیر این عامل در اثربخشی خلق اثر هنری بهعنوان یک شیوه درمانی برای افسردگی را از فرایند تحقیقاتی خود خارج کنند.